مرتضى راوندى
193
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نشاط ، پس از رسيدن به سرپرستى ديوان رسائل ، همهجا در سفر و حضر با شاه همراه بود و بيشتر احكام سلطنتى و فرامين رسمى و نامههاى خصوصى شاه و عقدنامهها و وصيتنامههاى افراد خاندان سلطنت ، با خط و انشاى او تحرير مىشد و تا پايان عمر عهدهدار اين سمت بود . نشاط يكبار جزو هيئتى ، به نمايندگى از طرف شاه ، به پاريس رفت و به حضور ناپلئون اول رسيد . در سال ( 1233 ه . ق ) مأمور رفع اغتشاش غوريان و باخزر شد ، فرماندهى قوا را شخصا به عهده گرفت و در ضمن كارزار اسير افتاد ؛ اما در حال اسارت ، بنياد خان ، حاكم غوريان و باخزر را وادار كرد كه نامهاى به شجاع الدوله ، والى خراسان نوشته طلب عفو كند . بدين منوال غائلهء بنياد خان مرتفع شد و نشاط به تهران بازگشت . بار ديگر در سال ( 1237 ه . ق ) براى فرو نشاندن فتنهء افغان مأمور شد و اين مأموريت را هم با موفقيّت انجام داد . نشاط از سال ( 1237 ه . ق ) تا پايان عمر در تهران زيست و غالبا با اهل طريقت و سلوك معاشرت داشت ، تا روز دوشنبه پنجم ذيحجه از سال ( 1244 ه . ق ) - شش سال پيش از مرگ ممدوح خود - در 69 سالگى به بيمارى سل درگذشت . » « 1 » قائم مقام در احوال ما مىنويسد : « بىشرب مدام ، ذوق مدام داشت و بىجام شراب ، مست و خراب بود . . . به يكبار دامان سامان از كف بداد و دعوى تقدس يكسو نهاد ، نه با كسى مهر و كينش ماند و نه در دل كفر و دينش . . . لا جرم طرز رفتارش در چشم خلايق كه در دام علايق بسته و قيد طبايع نرسته ، مستبعد آمد . هركسى ظنّى در حقّ او برد و امرى نسبت به دو داد كه نه به عالم او دخلى داشت و نه به عادت او ربطى . . . » خود او در نامهاى گويد : « مقتداى مسلمانان ، كافرم خواند و پيشواى طبيبان ، ديوانهام داند . در جمع همگان به سستى و ناتوانى معروفم و در كارها به اهمال و توانى موصوف . زهى حيرت كه از الطاف غيب ، با اين جمله ، مقصود دوستانم و محسود دشمنان ، فالعزة للّه جميعا . » و در نامهء ديگر : « . . . از هواى خود رستهام و با رضاى يكى پيوسته . به موسويت معروفم ، ولى چه موسايى ، چه عيسايى ، چه آخرتى ، چه دنيايى . . . » مجموع آثار نشاط در كتابى به اسم گنجينه ابتدا در سال ( 1266 ه . ق ) و بعد در سال ( 1281 ه . ق ) به امر ناصر الدين شاه با خط خوب در تهران چاپ شده است . گنجينه شامل : 1 ) ديباچهها ، خطبهها ، وقفنامهها و عقدنامهها . 2 ) مديحهها ،
--> ( 1 ) . منصف قاجار ، شاعر معاصر نشاط ، تاريخ وفات او را چنين گفته است : « از قلب جهان نشاط رفته »